
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از هر موج تبسم تو
بسان قایق سرگشته روی گردابم

چه حرفی برای گفتن مانده وقتی تو خاموشی
چه دليلی هست برای شادی وقتی تو نيستی
چه بهانهای برای گريه هست وقتی حضور چشمانت نيست
چه نيازی به زندگی است وقتی تو ميروی
چه اهمیتی دارد تپیدن قلب وقتی عشقت را دریغ کردی
بیهوده شد وجود من بدون روح تو

شاید این را شنیده ای که زنان
در دل « آری » و « نه » به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند
رازدار و خموش و مکارند
آه من هم زنم ، زنی که دلش
در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال

چه دلتنگم برای تو..برای چشم غمگینت..برای بیقراریهات..حسادت های شیرینت..بگو یادت نرفته منو یادت نرفته..یادته؟
...یادته چه حالی داشتم..یادته ..لحظه ی دیدنت..آروم نداشتم یادته؟
چه روزا و چه شبهایی که با یاد تو سر میکنم..تو هستی همه هستیم..
بگو بگو که هنوز یادته...
یادته روزای عاشقی یادته؟؟؟؟؟؟؟
یادته اون روزا ... بگو که خوابت نرفته...
تو شبهاتو بی من سر میکنی ..و من بی تو..!
هنوز یادت نرفته ...منو یادت نرفته ..میدونم..
یادته ..یادته..یادته..یادته..یادته...
از خدا خواستمت..نه از خودت..
اگه یه روزی ترو ازم بگیره هیچی نمیتونم بگم چون خودش ترو داد و خودشم گرفته..
اگه یه روزی نشه که دیگه باتو باشم ..
میام اینجا فقط مینویسم: خدا نخواست ما باهم باشیم...
ولی بدون اون روز روز مرگ عشق منه..
من نمیبینمت..میروم فرسنگها فرسنگ دور..! ولی همیشه دعات میکنم..
این عبارت رو با تمام وجودم حس میکنم :
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه
که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی..
ناراحت نیستم الان دارم لبخند میزنم..
خوشحالم !
نه از اینکه دوری و غیره...
نه نه..!
از اینکه ترودر رویا دارم...از اینکه کسی دارم که در رویام دوستش داشته باشم و در رویایم
بغلش کنم ...!
من تصمیم گرفتم غصه نخورم..با امید برم جلو..!
شاید این تلقین ها کمی بهم کمک کنه..!
شاید تورو دیگه نبینمت..
من باید قوی باشم..
من قوی ام..
من مبارزه میکنم..
من سرشار از انرژی هستم..
من تحمل میکنم..!
من گله نمیکنم از دوری از دلتنگی..از نبودنت...
من میتونم من باید بتونم عزیزم..!
شبی که از عشقم پرواز داشتی احساس میکردم یه تکه از وجودم پر زد و رفت ..رفت
چون که دوستت دارم ..تا آخر دنیا حتی اگه قسمت من نباشی..!

از خدا خواستمت..نه از خودت..
اگه یه روزی ترو ازم بگیره هیچی نمیتونم بگم چون خودش ترو داد و خودشم گرفته..
اگه یه روزی نشه که دیگه باتو باشم ..
میام اینجا فقط مینویسم: خدا نخواست ما باهم باشیم...
ولی بدون اون روز روز مرگ عشق منه..
من نمیبینمت..میروم فرسنگها فرسنگ دور..! ولی همیشه دعات میکنم..
این عبارت رو با تمام وجودم حس میکنم :
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه
که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت بغلش کنی..
ناراحت نیستم الان دارم لبخند میزنم..
خوشحالم !
نه از اینکه دوری و غیره...
نه نه..!
از اینکه ترودر رویا دارم...از اینکه کسی دارم که در رویام دوستش داشته باشم و در رویایم
بغلش کنم ...!
من تصمیم گرفتم غصه نخورم..با امید برم جلو..!
شاید این تلقین ها کمی بهم کمک کنه..!
شاید تورو دیگه نبینمت..
من باید قوی باشم..
من قوی ام..
من مبارزه میکنم..
من سرشار از انرژی هستم..
من تحمل میکنم..!
من گله نمیکنم از دوری از دلتنگی..از نبودنت...
من میتونم من باید بتونم عزیزم..!
شبی که از عشقم پرواز داشتی احساس میکردم یه تکه از وجودم پر زد و رفت ..رفت
چون که دوستت دارم ..تا آخر دنیا حتی اگه قسمت من نباشی..!